السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

620

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

خداوند مىفرمايد : « أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً ؛ « 1 » داستان اصحاب كهف داستانى شگفت است . ابن عباس گويد : در روزگار خلافت عمر ، گروهى از دانشمندان يهود نزد وى آمدند و سؤال‌هايى را از او پرسيدند ولى او نتوانست پاسخى به سؤال‌هاى آنان دهد . او از امير مؤمنان على عليه السّلام درخواست كرد تا پاسخ سخنان يهوديان را بدهد . آن حضرت فرمودند : اگر به همهء سؤال‌هاى آنان پاسخ دادم بايد به اسلام بگروند . يهوديان پذيرفتند و آنگاه پرسيدند : مقصود از بسته شدن آسمان چيست ؟ آن حضرت فرمود : هرگاه به خداوند شرك ورزند درهاى آسمان بسته مىشود و كردار مشركان به آسمان بالا نمىرود و كليد گشايش درهاى آسمان ذكر « لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه » است . آنان ديگر بار پرسيدند : كدام قبر است كه صاحبش را به سراسر گيتى برد ؟ آن حضرت فرمود : آن نهنگى بود كه يونس را به درياهاى هفتگانه برد . سؤال ديگر آنان اين بود كه چه‌كسى ميان قومش به پند و اندرز پرداخت ولى نه انسان بود و نه جن ؟ آن حضرت فرمودند : آن همان مورچه‌اى بود كه همراهانش را از لشكر سليمان برحذر داشت همانگونه كه خداوند فرموده است : « يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ » . سؤال ديگر نيز آن بود كه پنج موجودى كه از مادر به دنيا نيامدند ولى روى زمين راه مىرفتند كدامند ؟ آن حضرت فرمود : آنها آدم ، حوا ، ناقه صالح ، قوچ ابراهيم و عصاى موسى بودند .

--> ( 1 ) . سوره كهف / 9 .